به گزارش خبرنگار میراثآریا، این پژوهش به بررسی چهار محوطه ذوب فلز در استان یزد (ذووه ندوشن، چاه جمال، دهانه لشکر و بهاباد) با هدف تکمیل بانک اطلاعات معدنکاری و فلزکاری، شناسایی فلزات استحصالی، تجزیه و تحلیل سربارهها و تعیین دورههای تاریخی فعالیتها پرداخته است.
سه محوطه ذووه ندوشن، چاه جمال و دهانه لشکر عمدتاً برای استخراج مس مورد استفاده قرار میگرفتند و حاوی ناخالصیهایی از سرب، روی و نقره بودند که حاکی از بهرهگیری از کانسارهای پلیمتال است. محوطه بهاباد بهطور تخصصی برای استخراج روی طراحی شده بود. بررسی سربارهها با روشهای پیمایش صحرایی، مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی (ICP-OES) انجام شد. نتایج نشان داد که عیار مس در سه محوطه نخست ۰.۴ تا ۴ درصد است که راندمان پایین کورهها را تأیید میکند؛ همچنین وجود سیلیس و کلسیم بالا بیانگر استفاده از گدازآورهای سیلیسی و کربناته بوده است.
مطالعات پتروگرافی حضور کانیهایی مانند پیروکسن، فایالیت، وستیت و سولفیدهای مس (کوولیت و بورنیت) همراه با مس نیتیو را نشان داد. در محوطه بهاباد، سربارهها حاوی فایالیت، ملیلیت، پیروکسن و وستیت بودند و میخهای سفالی با بافت پورفیری دمای بالای ذوب و شرایط احیایی فرآیند را تأیید کردند. آنالیز شیمیایی این محوطه میانگین ۱.۲۱ درصد ZnO در میخها و ۳.۷۴ درصد در سربارهها را نشان داد که استخراج ناکامل روی و استفاده از کانیهای اکسیدی را تأیید میکند. فناوری مورد استفاده در بهاباد شامل کورههای دوطبقه با تقطیر رو به بالا بود که نوآوری بومی ایران را نشان میدهد. تاریخگذاری ترمولومینسانس و بررسی سفالها فعالیت این محوطهها را به دوره اسلامی نسبت داد. یافتهها نشان میدهند که استخراج مس از طریق کورههای معمولی و استخراج روی با تقطیر رو به بالا انجام شده است.
انتهای پیام/

نظر شما